خدا جون سلام خوبی چه خبر میبینی حال و روز منو
خوبه که اینجارو نمیشناسن و نمیتونن اینجارو ببینن و این حرفارو بخونن
چرا من انقدر خنگ و بدم خدا چرا وقتی فکر میکنم همچی داره خوب پیش میره یهویی یه اتفاق همچیرو بهم میریزه
میخوام برم خدا جون یه جوری منو از نظر و خیال همه ببر جوری که اصلا حاجی وجود نداشته جوری که اصلا کسی یادی از من نکنه و هیچ وقت کسی دلش واسم تنگ نشه
کاری کن که همه به اونچه که میخوان برسن و شاد باشن تا منو به یاد نیارن
میدونی چیه تازه فهمیدم چقدر دوسم داری فقط یه کاری کن منو ببخشن همه ی کسایی که از دستم رنجیدن و ناراحت شدن یه کاری کن حلالم کنن
من نمیتونم حرفمو رک بزنم خودت که خوب میدونی خدا اخلاق منو
کمکم کن خدا خیلی خستم خیلی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 توسط تنهاترین


